ششمین جلسه اکران و نقد فیلم خصوصی

نام فیلم: چ

کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا

خلاصه فیلم: در اواخر مرداد سال ۱۳۵۸،دکتر مصطفی چمران از طرف دولت موقت مأموریت پیدا میکند به پاوه برود و درگیری داخلی به وجود آمده در آنجا را خاتمه دهد. سه رأس درگیری مورد نظر را مردم پاوه، کردهای جدایی طلب و رزمندگان پاسدار تشکیل می دهند. چمران با تکیه بر نگاه عرفانی و بینش صلح جویانه اش،هم باید در برابر جسارت و میل به عدالت طلبی اصغر وصالی به عنوان فرمانده پاسداران مستقر در پاوه مقاومت کند و هم دکتر عنایتی به عنوان رئیس کردهای شورشی را قانع کند که دست از درگیری بردارد.

وصالی که جوانی پر شور است و روحیه ای انقلابی دارد صلح طلبی و میل چمران به جلوگیری از برخوردها و ملایمت او را به انفعال تعبیر میکند و مدام با او کشمکش دارد.تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش هم در این میان نماینده نگرش دیگری به جنگ است و سعی میکند اوضاع را طبق تشخیص خود مدیریت کند.

چمران هم تلاشش را میکند که گروه های فکری و عقیدتی مختلف را به وحدت رفتار عاقلانه تشویق کند،اما بر خلاف پیش بینی های او نه عنایتی که رفیق قدیمی او نیز هست پیشنهاد صلح را می پذیرد و نه وصالی و همسنگرانش حاضر میشوند دست از مقاومت بردارند. بدین ترتیب چمران که دردی عارفانه را در دل تحمل میکند،دو روز سخت و طاقت فرسا را پشت سر میگذارد،در حالیکه نیروهای معارض در حال تسخیر شهر هستند. تا اینکه به فرمان مستقیم امام خمینی (ره) نیروهای رزمی کافی از مرکز به سرعت به محل اعزام میشوند و درگیری ها پایان می یابد.

پنجمین جلسه اکران و نقد فیلم خصوصی

نام فیلم:من مادر هستم

کارگردان:فریدون جیرانی

خلاصه فیلم:داستان دختر جوانی به نام آواست که در زمینه موسیقی فعالیت دارد و به یکی از همکارانش به نام پدرام نیز علاقه مند است و این دو قصد ازدواج با یکدیگر را دارند در حالیکه خانواده دختر با این موضوع مخالف هستند و دختر اصرار به این ازدواج دارد.نادر پدر این دختر وکیل دادگستری ست و مدت هاست که به مصرف مشروبات الکلی اعتیاد دارد و به همین جهت کل زندگی اش را از دست داده و همسرش ناهید هم که وکیل یک دادگستری ست او را ترک کرده و قصد گرفتن طلاق از وی دارد.سعید دوست صمیمی نادر است که مدت هاست در خانه او زندگی میکند و حکم یکی از اعضای خانواده نادر را دارد و محرم رازهای آواست.سیمین که همسر سعید است،مدتی ست در فرانسه زندگی میکند اما او هم در این شرایط به ایران برگشته تا بالاخره تکلیف زندگی را با سعید مشخص کند.آوا و پدرام در هنگام تمرین موسیقی توسط نیروی انتظامی دستگیر میشوند و پس از آزادی ناهید برخورد شدید و خشنی با پدرام که اصلا میانه خوبی با او ندارد انجام میدهد.متعاقباً پدرام به آوا اعلام میکند که دیگر نمیخواهد با او زندگی کند و آوا نیز برای مدتی افسرده میشود و به مصرف مشروب روی می آورد.سعید که همیشه محرم اصرار او بوده این بار با مشاهده حالت مستی آوا او را مورد هتک حرمت قرار داده،روز بعد آوا متوجه میشود که چه به سرش آمده رگ دستش را می زند،اما این خودکشی ناموفق بوده و آوا به بیمارستان منتقل میشود.سعید سپس نزد ناهید میرود و میگوید که به دخترش علاقه دارد و ناهید با عصبانیت وی را طرد میکند و سعید هم برای ابراز عشق نزد آوا برمیگردد اما آوا وی را به قتل میرساند و …

بررسی فیلم توسط تماشاچیان:اولین نکته ای که خیلی به چشم می آمد این بود که شخصیت ها در این فیلم همه خاکستری بودند یعنی همه هم مقصر بودند و هم قربانی.نکته دیگر این فیلم که خیلی هم بهش تأکید شده بود شرایط نابسامان در خانواده بود.چیزی که خیلی به چشم می آمد غلو و بی بند و باری بیش از حد بود.نکته ی دیگری که به چشم ببیندگان آمده بود این موضوع بود که اونقدر شخصیت پدرام مثبت نشون داده شده بود هم از نظر نوع پوشش و حرف زدن و همه حرکات و اعمالی که داشت خیلی معصوم به نظر می آمد و بیننده این برداشت را داشت که آقای جیرانی به این نوع رابطه ها مهر تأیید زده.به طور کلی آقای جیرانی در این فیلم تنها به یک موضوع و شخص نپرداخته بلکه به همه شخصیت های فیلم پرداخته،حتی به نیروی انتظامی و دادگستری و قانون.و خیلی جالب بود که در تمام مدت فیلم آوا ناهید و نادر رو با اسم صدا میزد و از زمانی که متوجه شد قرار است قصاص شود بابا و مامان خطاب میکرد.آقای جیرانی در این فیلم از به تصویر کشیدن هیچ چیز پروایی نداشت از روابط خیلی راحت همه شخصیت ها با هم گرفته تا خوردن مدام مشروب حتی به جای آب خوردن.به طور کلی در این فیلم کارگردان تمام توجه اش به نقد جامعه بود تا اینکه بخواد فیلم خوب و بدون نقصی بسازد.

آمار کلی از نظرات تماشاچیان در محورهای:

اخلاق:فاقد پایبندی به اصول اخلاقی.

خانواده:هیچ ارزش و حریمی برای خانواده قائل نبودن،و این ضرب المثل که خانه از پای بست ویران است کاملاً مشهود است.

جامعه:ارزش های اخلاقی جامعه را زیر پا گذاشتن.بنیادی ترین عامل رشد جامعه یعنی خانواده را بسیار بی بند و بار و بی تعهد نشان دادن.

چهارمین جلسه اکران و نقد فیلم خصوصی

نام فیلم:سیزده ۵۹

کارگردان:سامان سالور

خلاصه فیلم:سید جلال فرمانده دوران جنگ در اثر موج انفجار به کما میرود و پس از بیست سال در حالتی که پزشکان از هوش آمدن وی ناامید شده اند و تصمیم میگیرند دستگاه های تنفسی را جدا کنند در اثر شوک به هوش می آید و همه را متحیر میکند و برای اینکه سید جلال متوجه گذشت طولانی مدت زمان نشود پزشکان و همرزمانش تمهیداتی را به خرج میدهند که هر آنچه در اطراف سید جلال هست را تبدیل به زمان گذشته بکنند…

بررسی فیلم توسط تماشاچیان:براین باور بودند فیلم خیلی دوست داشتنی بود ولی خیلی از صحنه ها هم دور از واقعیت بوده و همین موضوع باعث دیده شدن ضعف های زیادی شده.فیلم آرمانگرایی قشنگی داشت خصوصاً دیالوگی که میگه دیگه هیچی از جنگ باقی نمونده و حیف که فیلم خوب ساخته نشده که نشه ازش ایراد گرفت.فیلم از سیاه نمایی های زیادی برخوردار بود اوضاع و احوال رزمندگان از سکانس اول تا معرفی رزمندگان سابق در چهره معتاد و مارگیر و کلاش و کلاهبردار اقتصادی دروغ گو هیچ ابایی از نمایش این موضوع نداشته است.دور از واقعیت ترین سکانس فیلم زمانی بود که دکترها قطع امید کردن و میخواستن که دستگاه ها رو جدا کنن با شوک ناگهانی به هوش میاد و اینکه بیماری که بیست سال تو کما بوده مطمئناً چند روز اول قادر به حرف زدن و راه رفتن نیست.این نقطه های ضعیف که خوب کار نشده باعث شده تا فیلم مورد نقد قرار بگیره.این نوع فیلم ها باید طوری پرداخت بشه که هیچ نقدی صورت نگیره.

آمار کلی از نظرات تماشاچیان در محورهای:

۱.اخلاق:صبر و مقاومت در زندگی خانواده های شهدا و رزمندگان.

۲.خانواده:پایبندی بسیار به بنیاد خانواده و عظمت وجود و نگهداری از پدر و احترام به وجود پدر حتی زمانی که در کما بود.

۳.جامعه:فقر نخبگان جنگی ایران از نظر مادی و شرایط نامناسب آنان پس از جنگ.غافل بودن جامعه از حقایق تاریخ کشور خصوصاْ هشت سال دفاع مقدس.

سومین جلسه اکران و نقد فیلم خصوصی

نام فیلم:خط ویژه

کارگردان:مصطفی کیایی

خلاصه فیلم:داستان یک هکر کامپیوتر که به تازگی به صورت موقت از زندان آزاد شده قصد دارد به همراه خواهر و شوهر خواهرش مبلغ ۱۰ میلیارد تومان وام که قرار است به طور غیرقانونی توسط رئیس یک بانک به حساب یک مفسد اقتصادی واریز شود را در لحظه واریز به حساب خودشان منتقل کنند اما در حین انجام کار به دلیل جابجا شدن یک عدد این پول هنگفت به حساب دو جوان ساده میرود که در پی دریافت یک وام ۱۰ میلیون تومانی برای راه اندازی کسب و کارشان هستند.داستان طوری پیش می رود که این دو نفر نیز با بقیه همراه میشوند و …

بررسی فیلم توسط تماشاچیان:این فیلم نشان میدهد که مسائل مالی چقدر تأثیر گذار شده روی زندگی انسان ها حتی روی زندگی انسانها با یکدیگر تأثیر گذاشته.از نظر بیننده ها شخصیت های فیلم خاکستری بودن.لحن صحبت کردن شخصیت ها با یکدیگر اصلا جذاب نبود در واقع خیلی هم بد بود ولی اگر هم با لحن خوب با هم صحبت میکردن از واقعیت دور میشد چون الان در سطح جامعه اینجور افراد همینطوری که در فیلم نشون داده شده دیده میشوند. از نظر بیننده کسی که راحت ماشین میدزده و همه کار میکنه نمیتونه بخشش داشته باشه و این نقطه ی تناقض این فیلم بوده.این فیلم نشون میده طمع آدم ها زیاد شده.با اینکه سطح تحصیلات بالا میره طمعشون هم بالاتر میره و منتظرن همه چیز با اون مدرک زیر و رو بشه و یک شبه به همه چیز برسن و این طمع باعث میشه که حلال و حروم قاطی زندگی آدم ها بشه.حریم و حرمت ها توی این فیلم یه جور دیگه نمایش گذاشته شده و همه چیز خیلی عادی نمایش داده شده.فیلم بیانگر این بوده که این دسته از آدم ها که راحت میتونن ۱۰ میلیارد وام از بانک بگیرن اونقدر آدم دارن که اگر کسی جلوی اون ها بایسته و جلوشون رو بگیره خیلی راحت میتونن قضیه رو اونجور که دلشون میخواد تغییر بدهند و در نهایت همه رو با پول هاشون میخرن که باعثش طمع آدم هاست و اینکه به این حرف اعتماد و اعتقاد ندارند که باد آورده رو باد میبره.این فیلم نقد اجتماعی بود و کاملاً به واقعیت نزدیک.تماشاچیان براین باورند که هیچ کس نمیتونه کاری انجام بده و اینکه بقیه آدم ها هم خواسته و ناخواسته با آنها همراهند.از نظر یکی از تماشاچیان در این فیلم پول حلال در آوردن را مسخره کرده اند و همه چیز خیلی عادی شده و اینکه همه دارن خودشون رو گول میزنند.حتی توی فیلم سکانسی که راننده تاکسی از اوضاع زندگیش تعریف میکنه یکی از جوان ها در جواب میگه خدا خودش میرسونه و خودش به این حرف ایمان نداشته و فقط این حرف رو یاد گرفته و تو ذهنش باقی مونده و به عمل نرسیده و از همه جالب تر راننده تاکسی ست که پولی که آنها بهش دادن رو پذیرفته و به این فکر نکرده که این پول از کجا اومده.

آمار کلی از نظرات تماشاچیان در محورهای:

۱.اخلاق:اصلا هیچ نکته مثبتی در فیلم وجود نداشت و بی ادبی تمام در فیلم بارز بود.

۲.خانواده:تربیت درست خانواده نسبت به فرزندان چقدر میتونه تأثیرگذار باشه ولی شدت هوس و طمع به حدی بالاست که تربیت خانواده رو هم تحت تأثیر قرار میده.

۳.جامعه:از آسیب های بزرگ جامعه امروز همین نداشتن توانایی مالی و عدم دغدغه و تلاش برای درآمدزایی و عدم اعتماد به نفس و همینطور اعتماد به یکدیگر و از همه مهمتر اعتماد به پروردگار عالم.

 

 

دومین جلسه اکران و نقد فیلم خصوصی

نام فیلم:ملکه

کارگردان:محمدعلی باشه آهنگر

خلاصه فیلم:روایت زنبورهایی ست که نیش می زنند با آنکه میدانند میمیرند چرا که خانه از جان برایشان با ارزش تر است.

داستان یک دیده بان در پالایشگاه نفت آبادان است که علاقه زیادی به شغل آبا و اجدادی اش پرورش زنبور عسل دارد.او در قرارگاه هم مشغول زنبورداری است و کندوهای مختلفی در گوشه و کنار شهر جنگ زده علامت گذاری کرده است.همانطور که وظیفه اش در جنگ گِرا دادن و تعیین مختصات اهداف جنگی در منطقه دشمن است.او کارنامه چندان موفقی ندارد و به همین دلیل مورد شماتت و سرزنش همرزمانش است.به همین دلیل به او و گروه کوچک همرزمانش سهمیه مهمات اندکی داده می شود.که جوان را گردن دیدگاهی که به دیدبانی در آن گمارده شده می اندازد و تقاضای انتقال به دیدگاه بهتری را دارد تا اینکه یک روز به طور اتفاقی دیدگاهی رو پیدا میکند و از آن روز مخفیانه در آن دیدگاه مشغول به دیدبانی میشود.جنگ در آخرین روزهایش به مرحله حساس و پرتنشی رسیده و رزمندگان قرارگاه در فضایی عصبی انتظار فرصتی را میکشند که کار را یکسره کنند…

بررسی فیلم توسط تماشاچیان:از نظر افراد در این فیلم از زاویه کاملاً جدیدی به دفاع مقدس نگاه شده و غیرقابل انتظار بود و فیلم هنری بوده و یه جاهایی از واقعیت دور بود که کمک میکرد ارتباط خوبی با فیلم برقرار بشه.از نظر بیننده تطابق دادن کندوی زنبور با دیده بانی خیلی خلاقانه بود.فیلم جوری ساخته شده که چند بار دیدن فیلم بیننده رو خسته و کسل نمیکنه.تأثیر زیاد موسیقی روی فیلم که روی مفهوم فیلم اثرگذار بود و نوعی تصویر تو ذهن مخاطب ایجاد میکرد.بازی خوب بازیگران و تصویربرداری و صداگذاری های خوب باعث شده بود که فضا خیلی خوب درک بشه و بیننده تو اون موقعیت قرار بگیره.از نظر بیننده جامعه کنونی به اکران و ساخت چنین فیلم هایی با این زاویه دید خیلی نیاز داره.

آمار کلی از نظرات تماشاچیان در محورهای:

۱.اخلاق:رشادت و استواری افراد با اینکه میدونستن معلوم نیست لحظه بعدی چه به سرشون خواهد آمد ولی پای خاکشون و مردمانشان ایستادن و مقاومت کردن.

۲.خانواده:تأثیر جنگ بر روی نسل بعد از جنگ و نوع نگرش آنها به آینده.

۳.جامعه:با اینکه جنگ بود زندگی کاملاً در جریان بود و همه برای حفظ جامعه و خانواده و وطن با هم همراه بودن.

اولین جلسه اکران و نقد فیلم خصوصی

نام فیلم:توبه نصوح

کارگردان:محسن مخملباف

خلاصه فیلم:پدر خانواده ای را روایت میکند که یک روز صبح سکته میکند و از دنیامیرود،افراد خانواده مراسم تدفین وی را تدارک میبینند تا زمانی که سنگ لحد را بر روی او میگذارند و همه متوجه میشوند که زنده شده است و همه آنجا را ترک میکنند و تنها می ماند.همین موضوع شروع یک تلنگر برای او میشود که هیچ کس به دردش نمیخورند و همه او را تنها خواهند گذاشت و در نهایت او میماند و اعمالش و خداوند. و با خواب های آشفته ای که میبند باعث میشود به خودش بیاید و تمامی اعمال بد و حق الناس هایی که به گردنش بوده را پاک کند و توبه کند و…

بررسی فیلم توسط تماشاچیان: بر این باور بودند که این فیلم برای دوره خودش فیلم بسیار جذاب و با موضوع جدیدی بوده و اینکه تا به اون زمان کسی چنین فیلمی نساخته بوده، و حتی بر این باور بودند که بازی افراد با توجه به اون دورا‌‌‌‌‌‌ن که دقیقا بعد از انقلاب بوده خیلی جذاب و حرفه ای بوده. نقدی که یکی از تماشاچیان به فیلم داشتن این بوده که دیالوگ های زیادی چندین بار تکرار شده و جا داشته یک سری از مفاهیم به عهده خود تماشاچی گذاشته میشد،که در نهایت به این نتیجه رسیدیم که با توجه به سواد و تجربه و میزان فهم مردم آن زمان فیلم ساخته شده و باید با همان دوره مقایسه شود. برداشت مستقیمی که از فیلم داشتن این بود که فیلم یک تلنگر بوده و حتی یک سری از قسمت های فیلم مستقیم میگفت از خواب بیدار شو و در مقایسه دوره کنونی به این نتیجه رسیدیم مردم آن زمان با دیدن چنین فیلمی از خواب بیدار میشدن،در حالیکه الان با توجه به سطح آگاهی بالای مردم،به خواب زدگی افراد بیشتر است. و نقطه تشابهی که در بین دوره ها آشکار بوده بی توجهی به بزرگتر خانواده و عدم پیروی و کمرنگ بودن نقش ولی خانواده،و اینکه حتی فرزندان برای منافع خودشان حاضر به از سر راه کنار زدن ولی خانواده بودن.

آمار کلی از نظرات تماشاچیان در محورهای:

۱.اخلاق: توجه به معاد و روی آوردن  به اصل وجود انسان و آفرینش او و بازگشت به سوی خالق بی همتا-گناه نکردن به مراتب آسان تر از توبه کردن

۲.خانواده: نشان دادن تفاوت هایی که در یک خانواده است-تاثیرگذاری یک فرد به روی افراد دیگر-عدم اعتماد خانواده به ولی

۳.جامعه: توجه به اطرافیان و رعایت حقوق افراد-وجود ضعف اعتقادی دینی و سبک شمردن ارزش های دینی